قرآنی

پیامک ولادت امام علی (ع) و روز پدر

١. مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده میر نجف
--
میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،
اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

2. ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود


3. دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک
دیوار حرم به احترام تو شکافت


4. زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
" چون که صد آمد نود هم پیش ماست"


5. حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد


6. زد عشق تو خیمه در دل ما
حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت
از روز ازل خدا دل ما
---
ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.


7. ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است


8. هر کس که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر


9. ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین
کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران
روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان


10. تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است


11. پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا


12. ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

http://mostafa-sms.persianblog.ir/post/156

 http://parandeh100.blogfa.com

 

گل و بلبل

پیامک به مناسبت ولادت امام علی علیه السلام

میلاد حضرت امام علی ع  و   روز پدر مبارک . . .

 


 

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .


مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف قبله را قبله نما ، آمده میر نجف


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . .


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .


ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .


نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،
جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .

دلم شده غرق سرور و شعف
کعبه شده بهر علی یک صدف
مرغ دلم رها شده به سوی
ایوان باصفای شاه نجف


نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی
از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی
تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند
پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی


حضرت علی علیه السلام فرمود: کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب او را می پوشاند . . .


میلاد مرتضی اسدالله حیدر است
جشن ولادت علی علیه السلام آن میر صفدر است
زوجی برای فاطمه حق آفریده است
این زادروز همسر زهرای اطهر است
با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی علیه السلام
جای ولادتش حرم خاص داور است؟.


حضرت علی علیه السلام فرمود: قناعت انسان را بی نیاز می کند.


حضرت علی علیه السلام فرمود: کار نیک را با منت باطل مکن .


حضرت علی علیه السلام فرمود: موج های بلا را ، پیش از آنکه بلا سر رسد، با دعا از خود رفع کنید.


آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .


تمام لذت عمرم همین است
که مولایم امیرالمومنین است . . .


حضرت علی علیه السلام فرمود:
اسلام معنایش تسلیم در برابر دستورات الهی و عمل به آنها می باشد . . .


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود


دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .


زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست


حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .


زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.


ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی است
تا علی علیه السلام دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .


هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=12518&Itemid=1708

 http://parandeh100.blogfa.com

 

گل و بلبل

گل و بلبل

 

مسجد جمکران - آغاز امامت حضرت مهدی ( عج )

دعا و مناجات - شب زنده داری

 

 

گل قرمز متحرک - red flower

گل زرد متحرک - yellow flower

الهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان ( عج )

 

گل قرمز متحرک - red flower

 

گل قرمز متحرک - red flower

گل قرمز متحرک - red flower

الهم صل علی محمد و آل محمد - محمد رسول الله ( ص )

گل قرمز متحرک - red flower

 

 http://parandeh100.blogfa.com

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات () |

 

http://shiawallpapers.persiangig.com/image/imam%20ali-ebne-mussa-alreza.jpg


هر پنجه ای که شانه گیسو نمی شود
هر قبله ای که گوشه ابرو نمی شود
هر جذبه ای که عکس هو الهو نمی شود
هردلبری که ضامن آهو نمی شود

شعرش هم از اشعار حاج محمود کریمی

http://www.jelveha.ir/tag/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%BE%DB%8C%D9%BE%D8%B1

http://www.jelveha.ir/tag/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%BE%DB%8C%D9%BE%D8%B1

http://parandeh100.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات () |

http://30yasatrooz.blogfa.com

السلام علیک یا حضرت علی ابن موسی الرضا ( ع )

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات () |

                                             ::  به نام خدا  ::

 

با تو گر خواهی سخن گوید خدا . قرآن بخوان * تا شود روح تو با حق آشنا . قرآن بخوان

 

<رتل القرآن ترتیلا> ندای رحمت است * میدهد قرآن به جان و دل صفا . قرآن بخوان

 

ای بشر یاد خدا آرامش دل میدهد * دردمندان را بود قرآن دوا . قرآن بخوان

 

گفت پیغمبر که بی دین است هر کس بی حیاست * تا شود روح تو پا بند حیا . قرآن بخوان

 

دامها گسترده شیطان در مسیر عمر تو * تا که ایمن باشی از این دامها . قرآن بخوان

 

اینکه روحت سخت پا بند غم دنیا شده * می کند قرآن تورا از غم رها . قرآن بخوان

 

عترت احمد ز قرآنش نمی گردد جدا * تا بیابی معنی این نکته را . قرآن بخوان

 

هست قرآن صامت و قرآن ناطق عترت است * تا ندانی این دو را از هم جدا . قرآن بخوان

 

نسخه قرآن بدستور العمل دارد نیاز * تا که بشناسی طبیعت را دلا . قرآن بخوان

 

دادی طور است این قرآن و میعاد حضور * با تو گر خواهی سخن گوید خدا . قرآن بخوان

 

می برد خسران ز قرآن هر که دشمن با علی است * مومنینش را بود قرآن شفا . قرآن بخوان

 

با زبان حال زینب گفت با ر‌ا‌‌‌‌ْس حسین * خصم خواند خارجی ما را اخا . قرآن بخوان

 

چون بود قرآن (حسان )برنامه عمر بشر * تاکه توفیق عمل یابی بیا . قرآن بخوان

 

                                                             التماس دعا - یا علی

 

http://ketabasemani.blogfa.com

 

 

گوگل

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات () |

موضوع :نیکی کن همچون خدا


((...وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّـهُ إِلَیْکَ...))

((...نیکی کن همانطور که خدا به تو نیکی کرده است ...))

قصص/٧٧


 
 
 
نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات () |

کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ «216»

جنگ [ با دشمن ] بر شما مقرّر و لازم شده ، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است . و بسا چیزى را خوش ندارید و آن براى شما خیر است ، وبسا چیزى را دوست دارید و آن براى شما بد است ; وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می  داند و شما نمی  دانید . « 216»

سوره شریفه بقره آیه 216

http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php

 

سلام جالب است که ما زمانی چیزی را دوست داریم و حکمت خداوند چیز دیگری است و چاره ای جز صبر نیست.

سوره بقره

و بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و آن براى شما خوب است، و بسا چیزى را دوست مى‏دارید و آن براى شما بد است، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. (216)

http://www.al-mobin.com/kalam/index.php?topic=2627.msg9670#msg9670

گوگل

http://i5.tinypic.com/11mc9cx.jpg

گوگل

http://simonjeison.persiangig.com/kathleen_conally_nature4.jpg

گوگل

قبلا  به این مطلب درپست جمعه ٢٠ آذر ،۱۳۸۸مختصرا اشاره  شده  است

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

شماره سوره  70    نام سوره  معارج   تعداد آیات  44   مکی

 

 تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ «4»

 فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا می  روند . « 4»  سوره شریفه معارج آیه مبارکه ۴

http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php

مطلب زیر در تفسیر علمی تنها یک آیه از قرآن است که هم منطبق با نسبیت وهم مشخص کننده دقیق سرعت نور در 1400 سال پیش در مکانی است که ...


آیه (سوره معارج آیه 4):

تَعْرُجُ الْمَلَئکةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ

ترجمه:
فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى کنند در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است
(در یک روز به او عروج مى کنند کردند که این معادل پنجاه هزار سال برای انسان است)


ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت!
گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده،گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند وانسان پنجاه هزار سال!
واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و به شرط ایمان فوقش یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد.
کی میتونه باور کنه زمان مثل کش لاستیکی میمونه؟


البته در جاهای مکرر قران این نسبیت زمان را داریم، به کرات در قیامت و برزخ و صبر خدا بر اعمال بندگان و...

خوب حالا شاید یک شانس و اتفاق باشد!؟
بگذریم.

حالا چرا 50000 ؟؟؟
جالب است که این عدد 50000 را در جای دیگری هم داریم؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد....
زمان برای فرشته های در حال حرکت اسلام یک روز است و برای ما 50000 سال،خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دستآوریم؟
         

http://www.eteghadat.com/forum/forum-f17/topic-t3558.html

 

گوگل

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |


« من أدرک منکم قائمنا فلیقل حین یراه : السلام علیکم یا أهل بیت النبوة ، و معدن العلم ، وموضع الرسالة »
..........................................

     « وإذا انصرفت من صلاة مکتوبة فقل : رضیت بالله ربا ، وبمحمد نبیا ، وبالاسلام دینا ، وبالقرآن کتابا ، وبفلان وفلان أئمة . اللهم ولیک فلان ، فاحفظه من بین یدیه ومن خلفه ، وعن یمینه وعن شماله ومن فوقه ومن تحته . وامدد له فی عمره ، واجعله القائم بأمرک ، والمنتصر لدینک ، وأره ما یحب وما تقر به عینه فی نفسه و ذریته وفی أهله ، وماله وفی شیعته وفی عدوه وأرهم منه ما یحذرون ، وأره فیهم ما یحب وتقر به عینه ، واشف صدورنا وصدور قوم مؤمنین »
 
گوگل
نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

معرفی سه سایت قرآنی مفید

جستجو در متن قرآن کریم :

http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php

جستجوی قرآن کریم :

http://www.parsquran.com

 

سایت ختم قرآن کریم :

http://www.ghorany.com/register.aspx

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

کلمه قول در قرآن کریم

کلمه مورد نظر: قول >>  تعداد تکرار: 364


خلاصه نتایج:

اتقولون 3 بار
اقول 9 بار
القول 28 بار
بالقول 5 بار
بقول 3 بار
تقول 11 بار
تقولن 1 بار
تقوله 1 بار
تقولوا 15 بار
تقولون 6 بار
سنقول 1 بار
سیقول 4 بار
سیقولون 4 بار
فتقول 1 بار
فسیقولون 4 بار
فقولا 3 بار
فقولوا 2 بار
فقولی 1 بار
فیقول 13 بار
فیقولوا 2 بار
فیقولون 1 بار
قول 12 بار
قولا 19 بار
قولک 1 بار
قولکم 2 بار
قولنا 1 بار
قوله 2 بار
قولها 1 بار
قولهم 8 بار
قولوا 3 بار
قولی 2 بار
لتقولون 1 بار
لقول 3 بار
لقولهم 1 بار
لنقولن 1 بار
لیقولن 15 بار
لیقولوا 1 بار
لیقولون 4 بار
نقول 8 بار
وتقول 1 بار
وتقولوا 1 بار
وتقولون 1 بار
وقول 1 بار
وقولهم 3 بار
وقولوا 7 بار
ولیقول 1 بار
ولیقولوا 2 بار
ونقول 2 بار
ویقول 8 بار
ویقولوا 1 بار
ویقولون 21 بار
یقول 42 بار
یقولا 1 بار
یقولوا 11 بار
یقولون 58 بار



آیاتی که لغت مورد نظر در آنها تکرار شده است:

اتقولون
7:28 10:68 10:77

اقول
5:116 6:50 6:50 7:105 11:31 11:31 11:31 38:84 40:44

القول
4:108 4:148 6:112 7:205 11:40 13:10 13:33 16:86 17:16 21:4 21:110 22:24 23:27 23:68 27:82 27:85 28:51 28:63 32:13 34:31 36:7 36:70 39:18 41:25 46:18 47:30 50:29 58:2

بالقول
14:27 20:7 21:27 33:32 49:2

بقول
69:41 69:42 81:25

تقول
3:124 4:81 11:91 20:94 20:97 33:37 39:56 39:57 39:58 69:44 72:5

تقولن
18:23

تقوله
52:33

تقولوا
2:104 2:154 2:169 2:235 4:94 4:171 4:171 5:19 6:156 6:157 7:33 7:172 7:173 16:116 61:3

تقولون
2:80 2:140 4:43 6:93 25:19 61:2

سنقول
18:88

سیقول
2:142 6:148 48:11 48:15

سیقولون
18:22 23:85 23:87 23:89

فتقول
20:40

فسیقولون
10:31 17:51 46:11 48:15

فقولا
20:44 20:47 26:16

فقولوا
3:64 12:81

فقولی
19:26

فیقول
5:109 14:44 25:17 28:62 28:65 28:74 40:47 46:17 63:10 69:19 69:25 89:15 89:16

فیقولوا
26:203 28:47

فیقولون
2:26

قول
2:263 3:181 9:30 19:34 22:30 24:51 37:31 50:18 51:8 58:1 60:4 74:25

قولا
2:59 2:235 4:5 4:8 4:9 4:63 7:162 17:23 17:28 17:40 18:93 20:44 20:89 20:109 33:32 33:70 36:58 41:33 73:5

قولک
11:53

قولکم
33:4 67:13

قولنا
16:40

قوله
2:204 6:73

قولها
27:19

قولهم
2:113 2:118 3:147 5:63 9:30 10:65 13:5 36:76

قولوا
2:136 4:5 49:14

قولی
20:28 20:94

لتقولون
17:40

لقول
69:40 81:19 86:13

لقولهم
63:4

لنقولن
27:49

لیقولن
4:73 9:65 11:7 11:8 11:10 21:46 29:10 29:61 29:63 30:58 31:25 39:38 41:50 43:9 43:87

لیقولوا
6:53

لیقولون
37:151 37:167 44:34 58:2

نقول
6:22 10:28 11:54 12:66 16:40 28:28 50:30 58:8

وتقول
50:30

وتقولوا
43:13

وتقولون
24:15

وقول
47:21

وقولهم
4:155 4:156 4:157

وقولوا
2:58 2:83 2:104 4:8 7:161 29:46 33:70

ولیقول
74:31

ولیقولوا
4:9 6:105

ونقول
3:181 34:42

ویقول
5:53 11:18 13:7 13:27 13:43 16:27 29:55 47:20

ویقولوا
54:2

ویقولون
3:75 3:78 3:78 4:46 4:51 4:81 4:150 7:169 10:18 10:20 10:48 24:47 25:22 27:71 32:28 34:29 36:48 37:36 58:8 67:25 68:51

یقول
2:8 2:68 2:69 2:71 2:117 2:200 2:201 2:214 3:47 3:79 6:25 6:73 7:53 8:49 9:40 9:49 9:124 17:47 18:42 18:52 19:35 19:66 19:79 19:80 20:104 25:27 29:10 33:4 33:12 34:31 34:40 36:82 37:52 40:28 40:68 54:8 57:13 72:4 75:10 78:40 89:24 90:6

یقولا
2:102

یقولوا
4:78 4:78 7:169 9:50 11:12 17:53 22:40 24:51 29:2 52:44 63:4

یقولون
2:79 3:7 3:16 3:154 3:154 3:167 4:75 5:41 5:52 5:73 5:83 6:33 9:61 10:38 11:13 11:35 15:97 16:32 16:103 17:42 17:43 17:51 17:108 18:5 18:22 18:22 18:49 20:104 20:130 21:38 23:70 23:109 24:26 25:65 25:74 26:226 28:82 32:3 33:13 33:66 38:17 42:24 42:44 46:8 48:11 50:39 50:45 52:30 52:33 54:44 56:47 59:10 59:11 63:7 63:8 66:8 73:10 79:10

http://www.parsquran.com/data/word.php?user=far&quantity=%D9%82%D9%88%D9%84

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

مراحل هفتگانه نفس

 

چو دل را محرم اسرار کردند     خموشی را امانت دار کردند

.................

نفس مهذّب و تزکیه شده، در آخرت آراسته به چهار سرمایه ى عظیم و ابدى مى شود :
1 ـ علم بدون جهل.
2 ـ ثروت بدون فقر.
3 ـ عزّت بى ذلّت.
4 ـ حیات بى موت.

................

مراحل نفس

عارفانِ عاشق، براى نفس هفت منزل برشمرده اند که باید براى رسیدن به مقصود، به درجه ى نهایى آن، که حالت مرضیّه بودن است رسید.

1. نفس امّاره

در این مرحله ـ چنانکه در سوره ى یوسف آیه ى 53 به آن اشاره شده است ـ نفس حیوانى در زندگى انسان غلبه ى کامل و سلطه ى شدید دارد. با بودن حالت امّارة بالسّوء، نفس ناطقه به هیچ وجه نمى تواند رخسارهِ ملکوتى خود را تجلّى دهد.

از نفس امّاره جز آثار حیوانیّت و بهمیّت سر نمى زند. همه ى کارها و حرکات و سکنات انسان در این مرتبه، نشانى از طبیعت حیوانى است و نفس او همیشه به شرارت و بدى امر مى کند..............

2. نفس لوّامه

در این مرحله که آیه ى دوم سوره ى قیامت به آن اشاره دارد، قواى عقلى کم کم شروع به نشو و نما مى کند و انسان بیدار شده و میان کارهاى نیک و بد تمیز مى دهد.در این حال یک حسّ درونى او را از ارتکاب بدى باز مى دارد، ولى این امر درونى هنوز ضعیف است و تأثیر چندانى ندارد، پس از ارتکاب هرکار بدى انسان را دچار یک نوع پشیمانى مى کند.

این توبیخ و ملامت از نفس حیوانى سر نمى زند؛ و بطور قطع این ندا، صداى نفس ناطقه و یا روح ملکوتى است که انسان را به کسب فضیلت دعوت مى نماید...............

3. نفس ناطقه یا متفکّره

در این مرحله قوّه ى تفکّر و تمیز در نفس انسانى به خوبى ظهور کرده و نشو و نماى محسوسى پیدا مى کند.

قدرت نفس در این مرحله، نتیجه و محصول کوششى است که انسان نسبت به تربیت نفس و تهذیب و تزکیه آن داشته است :

(وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ)
« هرکس بکوشد، بطورقطع به نفع خود کوشیده است »

سه مرحله ى فوق براى سالک، دوره ى غلبه و تسلّط بر نفس است و وظیفه ى او مراقبت و هدایت و گاهى جنگ با نفس مى باشد. باید سینه را به سختى ها و زحمت ها و رنج هاى فراوان سپر ساخت، و به این معنا یقین داشت که هیچ رنج و دردى بى سود و بدون مزد نمى ماند.

در این رنج ها و کوشش ها مقصود کشتن نفس نیست؛ بلکه رام کردن او و انداختن قوایش در مجراهاى جدید صالح سودمند و علوى است، بطورى که همه‌ى هوس ها و حس ها با الهام گرفتن از وحى، خادم قلب پاک و اراده ى عقلى و الهى نفس ناطقه شوند.

4. نفس عاقله یا ملهمه

در این مرحله قوّه ى تعقّل نشو و نماى کامل، و با قوه ى اراده ى عقلى تجلّى و ظهور مى کند. در این مرحله حاکم اصلى عقل است و به وسیله ى اراده‌ى عقلى، احکام و اوامر عقل در همه‌ى شئون زندگى جارى خواهد گشت.

(وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)

این دوره را بنابر آیات فوق از این رو مرحله ى نفس ملهمه مى توان نامید که در نفس سالک، نخستین بار پرتو الهام ربّانى افکنده مى شود.

مرحله ى چهارم از آنجا که در میان سه مرحله ى اول و سه مرحله ى بعد برزخى است، از این رو به موجب قانون تکامل و برزخیّت، داراى اشکال و صور و قواى هر دو طرف (مراحل ذکر شده و آنچه ذکر خواهد شد) مى باشد.

در این مرحله قواى پست و حیوانى، آخرین درجات قوّت و توان خود را به کار خواهند برد تا موقعیّت خود را نگاهدارى کنند، و از این حیث هم در دل سالک که مشغول تزکیه ى نفس است، انقلاب ها و طوفان هاى بسیار قوى و بلکه خونین سر مى زند، ولى سرانجام قواى پست حیوانى و آمال و هوس هاى خود پرستانه‌ى نفسانى، مغلوب انوار قاهره ى قواى برتر معنوى گشته، ظلمت، جهالت و غفلت مغلوب نور معرفت و فضیلت خواهد شد.

چون این حقیقت در دل عارف ظهور کرد، سکوت و آرامش، با نور الهام، مشام جان او از فیض آسایش درونى و استراحت وجدانى که نتیجه ى پیروزى بر نفس حیوانى است، برخوردار خواهد گشت و لذّت غلبه ى بر نفس را خواهد چشید.

5.نفس مطمئنّه

در مرحله ى چهارم که شرح آن گذشت، با وجود تکامل یافتن قوّه ى تعقّل و اراده ى عقلى، باز زندگى انسان خواه فردى یا اجتماعى، به کلّى از خطا و گناه محفوظ نخواهد ماند، چرا که قواى نفسانى و حیوانى به کلّى ریشه کن نشده و به عبارت درست تر تبدیل به قواى روحانى نگشته و هنوز خام و نرسیده اند. از این رو در بیشتر اوقات، همان قواى حیوانى بروز کرده و اظهار حیات و توان و قدرت خواهند نمود.

این حال در مسیر زندگىِ سالک بارها پیش مى آید، و گاهى او را گرفتار وحشت و حیرت و نومیدى مى سازد. ولى عارفان بینادلى که این مراحل را پشت سر گذاشته اند، از پیدایش این احوال ما را آگاهى و دلدارى داده اند. پس در این حال و در این حال برگشتها و تنزّلهاى ناگهانى، نباید دل از دست داد، و نومید و مضطرب گردید؛ بلکه باید به مراقبت افزود و با جان و دل آن حوادث ناگوار و حالهاى پر اضطرار را پذیرفت و به رفع آنها کوشید. چرا که شرط سلوک و مقتضیّات تزکیه ى نفس همین است.

ولى در این مرحله ى پنجم که نفس عنوان صفت مطمئنّه به خود مى گیرد، طورى در مقام خویش استوار و برقرار خواهد بود که دیگر ترس لغزیدن، سقوط، مغلوب هوس ها، فریب هاى نفس حیوانى و گرفتار وسوسه هاى شیطانى شدن باقى نخواهد ماند.

آیینه ى غیب نماى دل عارف و آسمان زندگى اش از ابرهاى سیاهِ دریاى هوى و هوس ها پاک شده و ماهِ دلرباىِ روحِ ملکوتى و با شکوه خود را در آن آسمان پاک تجلّى خواهد داد و نمونه هاى جلوه هاى روح سبحانى خواهد شد. در این مقام است که جنگ با نفس، با پیروزى کامل عقل خاتمه مى یابد، و نفس حیوانى رام و فرمانبر سالک مى شود و عارف از زنجیر هوس ها و تحریک ها و هیجان هاى شدید نفسانى آزاد مى شود، و حتى بدن هم پیرو اراده‌ى الهى او شده و یک راهوار باربردارى مى گردد.

6. نفس راضیه

این مرحله مقام عشق و وادى هیجان انگیز رضا و تسلیم است. در این مرحله نفس انسانى به محک امتحان سنجیده مى شود، و در بوته ى مصایب درونى و روحى، در آتش شک و شبهه و تزلزل و بیم و امید که آنها را مغلوب کرده بود یک بار دیگر گداخته خواهد شد؛ تا به کلّى صافى و خلوص خود را به دست آورد و پایدار شود.

بنابراین، این مرحله مقام فداى نفس و میدان جانبازى است، نفس ناطقه ى انسانى باید شایستگى درک لطف، محبّت، عنایت، فیض جبروتى و لاهوتى را به نمایش بگذارد. و در راه عشق خدایى براى فدا کردن خود نیز حاضر و بلکه مشتاق باشد.

این مقام عرصه ى عشق بازى مجازى نیست؛ بلکه در این جا با جان باید به طور حقیقى بازى کرد، و حتّى هزاران جان را فداى نام و عشق محبوب نمود، و پاى کوبان و رقصان به پاى دار وصل شتافت.

در اینجاست که دیگر فرقى بین مشیّت آفریدگار و اراده ى بنده ى او نخواهد ماند، و انسان از روى معرفت حقیقى اجرا کننده‌ى اراده، بلکه یارى دهنده‌ى اجراى نقشه‌ى آفرینش و تکامل جهان خواهد گشت.

این مرحله از یک طرف مقام فداى نفس و تسلیم و رضاى محض است، و از طرف دیگر هنگام تجلّى انوار کشف، و الهام، و وصال است. در این مقام دیگر سایه ى جدایى و پرده ى ناتوانى وجود ندارد، زیرا نور عشق و معرفت سرتاسر زندگى باطنى و ظاهرى عارف را فرامى گیرد و او خطى جز در رضاى حق و تسلیم شدن به اوامر و اراده‌ى او نمى بیند و نمى شناسد.

در این مقام انتظار وصل با شعله ى آتش جانسوز عشق، همه ى نیروهاى مخالف و اضداد طبیعت گداخته و با هم درآمیخته مى شود و به قوّه هاى حیات بخش بندگى مى گردند.

7. نفس مرضیّه

این مرحله بالاترین و آخرین مقام کمال نفس انسانى است، این مقام، مقامِ وصل و یگانگى نفس ناطقه با روح است.

در مرحله ى ششم، رضا و خرسندى از طرف عاشق بود، ولى عاشق از رضاى معشوق به طور کامل مطمئن نبود و فقط آثارى از خرسندى محبوب را گاهى احساس مى نمود؛ ولى در مقام هفتم اطمینان قلبى براى نفس ناطقه حاصل مى شود، بدین جهت نفس در این مرتبه، مرضیّه خوانده شده است، به این معنى که خداى متعال نیز رضاى خود را از نفس ناسوتى اظهار و عشق خود را به وى اثبات و اعلام مى نماید.

در این مقام، نفس ناطقه با یقین عینى و بلکه با حقّ الیقین مى داند و مى فهمد که عشق دو طرفى است؛ یعنى محبوب نیز پا بسته ى مهر او بوده است؛ بلکه او شوریده تر از این مجنون ناسوتى است، چنانکه در حدیث قدسى آمده است : اى فرزند آدم! من دلباخته‌ى توأم و این براى تو پنهان است، پس تو هم دلباخته‌ى من باش.

آرى! در این مقام، پرده از روى آن سرّ خفّى، که آفریدگار شیفته‌ى آفریده‌ى خویش است، از پیش چشم عارف برداشته مى شود، چنانکه از یکى از عارفان عاشق نقل شده که گفته بود : سى سال خدا را مى طلبیدم، سرانجام به این نتیجه رسیدم که او طالب بود و من مطلوب.

........................

 

http://www.metaarchivegroup.com/essayform.aspx?id=71

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

اعجاز جاودانگی قرآن

 

قران
..................
 

امام رضا ـ علیه السّلام ـ نقل کرده‌اند که از امام جعفرصادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: چه سرّی است که هرچه زمان بیشتری بر قرآن می‌گذرد و هرچه بیشتر تلاوت می‌شود بر طراوت و تازگیش افزوده می‌گردد؟

فرمودند: برای این که قرآن تنها برای یک زمان و نه زمان دیگر و برای یک مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده؛ بلکه برای همه زمان‌ها و همه مردم نازل شده است. بنابراین، خداوند متعال قرآن را طوری ساخته که در هر زمان و با وجود همه اختلاف‌هایی که در اندیشه‌های مردم به چشم می‌خورد، بر زمان‌ها و افکار پیشی‌گیرد و در هر عصری مفاهیم تازه‌ای از معارف بلند آن کشف شود.3

....................

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2010/5/24/124936.html

 

نوشته شده در دوشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات () |

Design By : Night Melody